موقعیت شما در سایت:

سبک‌های گوناگون مدیریت کسب و کار

سبک‌های گوناگون مدیریت کسب و کار

0 نظر

0 لایک

146 بازدید

تاریخ انتشار: 1402/03/01

توضیحات

بنا به یک طرح، مدیریت یعنی انجام دادن کار از طریق دیگران. تعریف دیگر دقیق تر می‌گوید:  مدیریت یعنی تحقق بخشیدن یک برنامه در مکان مشخص، با استفاده از منابع در دسترس. 
در مدیریت کسب و کار دو شیوه بسیار رایج است: مدیریت به شیوه آدم مهربان و شیوه آدم بداخلاق

مدیریت کسب و کار بسیار ساده به نظر می‌رسد. اما اگر این قدر ساده است، چرا این همه آدم باهوش و خلاق در مدیریت دچار مشکل می‌شوند؟ و چرا بسیاری از شرکتهای امروز این اندازه سطحی عمل می‌کنند؟ مطمئنا بارها با یک مفهوم مدیریتی داغ و جدید آشنا شده‌اید که تضمین می‌کند در یک چشم برهم زدن کسب و کار شما را دگرگون کند و بعد می‌بینید در عرض چند روز تا چند ماه کارایی‌اش را از دست می‌دهید. البته بلافاصله یک روش داغ جدید جایش را می‌گیرد و به همین سرنوشت دچار می‌شود. 


مدیریت خوب نایاب است

متأسفانه مدیریت خوب جنس نایابی است. هم ارزشمند است و هم کمیاب. با وجود سالها تکامل نظریه مدیریت و ظهور و سقوط روشهای بیشمار مدیریت و البته مدیران بی‌شمار، بسیاری از کارمندان و مدیران تصویری مخدوش از مدیریت و اعمال آن دارند و مدیران اغلب نمی‌دانند چکار کنند. به قول معروف عده‌ای کنار گود ایستاده‌اند و می‌گویند لنگش کن. 


ادعاهای مدیران در کسب و کار

آیا تا به حال ادعاهای زیر را در دفتر یا محیط کارتان شنیده اید؟ 

  • ما اختیار کافی برای تصمیم‌گیری نداریم. 
  • خانمِ . . . مسئول این واحد است، حل این مشکل وظیفه اوست، نه ما. 
  • چرا مدام از ما نظرمان را می‌پرسید و هیچ وقت به نظر ما توجه نمی‌کنید. 
  • متأسفم، اما سیاست ما همین است. اجازه نداریم استثنا قائل شویم. 
  • اگر مدیرم اهمیت نمی‌دهید، دلیلی ندارد که من هم اهمیت بدهم. 
  • اینجا سخت کار کردن آدم را به جایی نمی‌رساند. 
  • نمی‌توانید به آن کارمندها اعتماد کنید. آنها فقط بلدند اشتباه کنند. 
    وقتی در محیط کار، در راهرو یا دستشویی، چنین چیزهایی را شنیدید، چه از یک جلسه‌ی خسته کننده بیرون آمده باشید و چه آن قدر خسته‌اید که می‌خواهید به خانه بروید، چراغ‌های خطر باید جلوی چشمتان ظاهر شود و آژیر خطر در گوشتان به صدا درآید. حرفهای بالا نشان می‌دهید که مدیران و کارمندان، به طور مؤثر با هم ارتباط ندارند و کارمندان به مدیران خود اعتماد ندارند. اگر خوش اقبال باشید، این اطلاعات وقتی به شما می‌رسد که هنوز فرصت اصلاح وجود دارد و اگر بداقبال باشید هیچ‌کس  به شما اطلاع نمی‌دهید و به اشتباهات خود ادامه می‌دهید. 
    بخش مهم این توقعات و تعهداتی که کارمندان در کار دارند، حاصل شیوه رفتار مدیرانشان با آنهاست. در زیر شایع‌ترین سبکهای مدیریت آمده است.


سبک مدیریت کسب و کار شما

مدیریت کسب و کار به شیوه آدم بداخلاق

بهترین راه برای تحقق بخشیدن به یک برنامه چیست؟ ظاهراً هرکس برای این سؤال جواب، متفاوتی دارد بعضی‌ها مدیریت را چیزی می‌دانند که آدم بر دیگران اعمال می‌کند نه کاری که با دیگران انجام می‌دهید. شاید فریاد و ناله‌ی این جور مدیرها را شنیده باشید:  «برایم مهم نیست که خوشتان بیاید یا نه. کار را طوری انجام می‌دهید که من می‌گویم. فهمیدید؟» یا شاید این تهدید رایج:  «بهتر است تا آخر وقت روی میز من باشد و گرنه . . . » اگر اوضاع بدتر از بد باشد، مدیر از آخرین سلاحش استفاده می‌کند:  «اگر یک بار دیگر کار را خراب کنی، می‌فرستمت به جایی که عرب نی انداخته!» 
این سبک مدیریت را معمولاً مدیریت نظریه X می‌خوانند، که فرض اولیه‌اشاین است که مردم ذاتاً تنبلند و باید آنها را به زور به کار واداشت. مدیریت بر مبنای ترس و تهدید مطمئنا همیشـه پاسخی خواهد داشت. سؤال این است، آیا پاسخی را که می‌خواهید دریافت می‌کنید؟ ( راهنمایی:  جواب این سؤال با حرف ن شروع می‌شود. ) وقتی از نزدیک کار زیردست. خود را زیر نظر می‌گیرید، معمولا با سازشهای کوتاه مدت مواجه می‌شوید. به عبارت دیگر هرگز نمی‌توانید با روشن کردن آتش زیر آدمها نتیجه‌ی مناسب بگیرید. باید آتش را در دل آنها روشن کنید. 
گاهی مدیرها ناچارند مهار اوضاع را در دست بگیرند. مثلا اگر ساختمان آتش گرفته باشد، نمی‌توانید جلسه بگذارید تا در آن تصمیم بگیرید چه کسی باید آتش را خاموش کند. قبل از اینکه بتوانید وقت آزادی در برنامه یکی از کارمندها پیدا کنید، ساختمان خاکستر شده است. به همین منوال اگر قرار است تا یک ساعت دیگر پیش فاکتوری برای کسی ارسال شود و در آخرین لحظه تغییرات مهمی در کالا به وجود آمده است، باید اختیار اوضاع را در دست بگیرید و مطمئن شوید افراد مناسبی، حل مشکل را بر عهده دارند. البته اگر واقعا می‌خواهید مشتریتان را نگه دارید. 


مدیریت کسب و کار به شیوه آدم مهربان 

در انتهای دیگر طیف بعضی‌ها مدیریت را وظیفه یک آدم مهربان میدانند. مدیریت نظریه‌ی Y فرض را بر این می‌گذارند که مردم ذاتاً مایلند کار خود را به خوبی انجام دهند. در بررسی، از مدیران انتظار می‌رود نسبت به احساسات کارمندانشان حساس باشند و مراقب باشند. هیچ چیز آرامش و اعتماد به نفس آنها را مخدوش نکند. آه، گزارش مشکل کوچکی دارد. هیچ کدام از ارقام آن درست نیست. اصلا به خودتان نگیرید. اصلا هم ناراحت نشوید. اما مجبوریم در آینده دوباره تمام این اعداد و ارقام را محاسبه کنیم. اینجا هم مدیران حتماً پاسخی دریافت می‌کنند. (شاید هم ترجیح بدهند خودشان تمام کار را شخصاً انجام بدهند!)، اما آیا بهترین واکنش ممکن را دریافت خواهند کرد؟ احتمال اینکه از آنها سوء استفاده شود بسیار بالاست. 


بهترین ترکیب مدیریت کسب و کار چیست؟

مدیران خوب پی می‌برند که مجبور نیستند تمام مدت سخت گیر باشند و کار مدیران مهربان زودتر انجام می‌شود. اگر کارمندان شما سخت کوشانه وظایف محول شده به خود را انجام می‌دهند و هیچ موقعیت اضطراری حرفه‌ای دخالت فوری شما را نمی‌طلبد، می‌توانید عقب بنشینید بگذارید کارشان را انجام بدهند. با این روش هم کارمندانتان یاد می‌گیرند که مسئول باشند و هم خودتان فرصت می‌کنید نیرویتان را بر مسایلی متمرکز کنید که برای موفقیت نهایی کسب و کار بسیار مهمتر است. 


ارسال نظر

0دیدگاه

لطفاً پیش از ارسال نظر، خلاصه قوانین زیر را مطالعه کنید:
فارسی بنویسید و از کیبورد فارسی استفاده کنید.
نظراتی که شامل الفاظ رکیک و توهین آمیز و بحث های سیاسی و قومیتی، تبلیغ، لینک باشد منتشر نشده و حذف می شوند.

خبر خوب اینکه در مقالات آموزشی مطالب زندگینامه افراد ثروتمند دنیا، خلاصه کتاب مدیریتی برای مدیران و مصاحبه های اختصاصی با کارآفرینان برتر ایران را برای مدیریت کسب و کار خودتان برایتان قرارداده ایم.

دیدن نظرات بیشتر

تعداد کل نظرات: 0 نفر

تعداد سوالات ایجاد شده

0

دیدن همه سوالات

چک لیست های زندگی  جدید

هر روز چک لیست های جدید برای شما آماده و منتشر میکنیم.

تعداد کاربران استفاده کننده

0

دیدن چک لیست ها